ما مردم همیشه بلاتکلیفیم.
سرنوشتی شبیه به انتظار داریم؛ انتظاری که گاهی بینتیجه است، گاهی فرساینده، و اغلب بیپاسخ.
همیشه باید منتظر تصمیمهایی باشیم که دیگران برای ما میگیرند؛ اما یا خام گرفته میشوند، یا دیر، یا اساساً گرفته نمیشوند.
و این بلاتکلیفی، مثل خوره، امیدمان را میجود و فراموش میکند که ما انسانیم، نه یک کد ثبتنام در یک سامانه فراموششده.
ما همان متقاضیانی هستیم که روزی نه چندان دور، در سامانه طرح نهضت ملی مسکن ثبتنام کردیم؛ ثبتنامی نهایی، با مدارک کامل و امیدی تمامقد.
شاید بعضیها بگویند “خب شما که پولی واریز نکردید!”
اما ما همه سرمایهمان را گذاشتیم:
امید.
ما دل بستیم به خانهای که وعدهاش را شنیدیم، به پیامی که قرار بود روزنهای از زندگیمان را روشن کند. بعد از ثبتنام، روزها را شمردیم، شبها را با اضطراب گذراندیم، منتظر آن یک پیامک، آن یک اعلام رسمی، که شاید جوانهای از آینده در دلمان سبز شود.
اما هیچ آمدنی نیامد.
هیچ پاسخی نرسید.
و ما، چشمدوخته به گوشیها و سامانهها، آرام آرام به انتظار عادت کردیم. اما این صبر، حالا دیگر لبریز شده است.
هیچ نهادی سراغمان را نگرفت، هیچ مسئولی برای روشن شدن وضعیتمان حرفی نزد.
نه گفتند مشمول نیستید، نه گفتند مشمولاید. نه تأیید شدیم، نه رد شدیم.
سالها گذشته و ما هنوز معلقایم. ما، که به جای «تخصیص»، تنها نصیبمان سکوت شد.
همه گروههای دیگر یا خانهدار شدند، یا دستکم صدایشان جایی شنیده شد.
اما ما؟ ما حتی در لیست فراموششدهها هم اسم نداریم.
ما آن گروه ساکت بودیم که نرفتیم جلوی استانداری بخوابیم، تجمع نکردیم، فریاد نزدیم. فقط منتظر ماندیم؛ به احترام وعدهای که نظام و دولت و مسئولان داده بودند!!
اما حتی همین احترام هم بیپاسخ ماند.
امروز، با صدایی خسته اما همچنان امیدوار، میگوییم:
برای امید ما وقت بگذارید.
ما ثبتنام کردیم، نه برای عدد شدن در آمار، بلکه برای ساختن یک زندگی.
ما سهمی از عدالت مسکن این کشور میخواهیم.
ما هم ایرانیایم، ما هم حق داریم سقفی امن داشته باشیم.
ما هم انسانایم با آرزوهایی زنده، نه فراموششده در سامانهای بیجان.
بلاتکلیف بودن، شاید بدتر از رد شدن باشد؛ چون آدم نمیداند بماند، یا برود؛ امیدوار بماند، یا ناامید شود.
ما امروز فریاد میزنیم نه برای اعتراض، که برای دیدهشدن.
برای اینکه بدانید: ما هم هستیم. هنوز.
و تنها گناهمان این بود که امیدوار بودیم.
منبع
ماهنامه و بولتن سیاسی قاصد زنجان
سلام وعرض ادب بله ما تایید نهایی هستیم که درسال ۱۴۰۰ ثبت نام کردیم و متاسفانه پیام واریز نیامد وشدیم تایید نهایی و الان هیچ ارگانی مارانمی پذیرد وبا این شرایط اقتصادی واقعا سخت هست که جایی برای اجاره پیدا کنیم وام های درصد بالا واقعا کمر شکن است از مسوولان تقاضا داریم که زمینی برای گروه تایید نهایی ها هم واگذار کنن شاید ما هم بتوانیم صاحب سرپناهی برای خودمان بشویم باتشکر
با سلام آقای کمالی متاسفانه در حق این گروه متقاضیان کم لطفی شده وحقوق بنده خداها داره ضایع میشه در صورت امکان نهایت پشتیبانی رو از این گروه متقاضی انجام بدین تا بنده خداها به حقوق قانونیشون یه منزل مسکونی هست برسند
با سلام ما تاییدیه نهایی هستیم و متاسفانه هیچ زمینی برا ما تعیین نکردن و سالهاست بلاتکلیف موندیم و با این اجاره خانه های سنگین و گرانی خانه ها که واقعا زندگی رو سخت کرده برامون از مسئولان تقاضا میکنیم فکری به حال تایید نهایی بکنند ممنون
با سلام بله درسته ما شدیم تایید نهایی یا همون بدون واریزی ک هیچ مسئولی ما را گردن نمیگیرد.تقاضا داریم که برای ما هم فکری شود ما هم بخدا شهروند ایرانیم .تو این گرونی دیگه خونه خریدن یک رویاست برای ما اما اگر برای ماهم زمینی در نظر بگیرند شاید ما هم روز صاحب خانه شویم
باسلام وتشکر از زحمات شما آقای کمالی
بی مسئولیتی وبی وجدانی تا کی
فرزندان بی گناه ما تاکی باید پا سوز بی مسئولیتی یک عده انسان نما باشند
میگویند فرزند آوری (جوانی جمعیت)اما برای تعداد بالا خانه ای برای اجاره نیست واقعا هم در این شرایط اقتصادی ومملکتی زندگی سخت هست با اجاره های سرسام آور چه باید کرد
سال ۱۴۰۰برای مسکن ملی ثبت نام کردیم اما شدیم تآیید نهایی وبدون واریزی که حالا هم اصلا مارا نمی بینند
خواهش میکنم خواهش میکنم به ما بدون واریزی ها هم توجه کنید …
سلام بله حقیقت تلخ بدون واریزی سال ۱۴۰۰ ثبت نام کردیم تشکیل پرونده انجام شد و منتظر پیامک واریز شدیم پس اندازمون طلا بود اونم فروختیم ولی کسایی که ۱ سال بعد ما ثبت نام کردن برای اونها پیامک اومد ولی برای همچنان نه و پیگیر بودیم و هستیم و تنها جوابی که از مسئولان میشنویم میگن ما تعهدی نداریم .