امروز هر کسی اراده کند ، با یک گوشی و چند کلیک، صاحب رسانهای شده؛ رسانهای که گاهی نه تعهد دارد، نه اخلاق، نه دغدغهای جز ویو و فالوور.
هرچه زردتر، پربازدیدتر
هرچه جلفتر، بیشتر در چشم
هرقدر سیاهنمایی بیشتر، ادعای مردمی بودن پررنگتر
هنجارهایی مثل «امیدآفرینی»، «اخلاق مداری »، «تعهد»، «فرهنگ عمومی» را دور ریختهاند.
و تأسفبارتر اینکه برخی مدیران فرهنگی نیز به رنگ زرد علاقه پیدا کردهاند!
در چنین فضایی،
تولید محتوای خبری با رعایت ادب، اخلاق، و احترام و رعایت هنجارها
نهتنها دشوار، بلکه نادر و کمرمق شده است.
در زمانهای زندگی میکنیم که اگر هندوانهای بر سر خود بکوبی، چند برابر بیشتر دیده میشوی تا اینکه مشکلات مردم را روایت کنی.
البته که مخاطب کاملا آزادانه دنبال محتوا میرود
بله، تولید محتوا با گوشیهای هوشمند سادهتر شده،
اما نه به قیمت بازی با حیثیت یک شهر، یک قوم، یا یک همشهری برای چند فالوور بیشتر.
هنر واقعی، طنازی برای حل یک مشکل است؛ نه تمسخر برای جذب توجه.
و تقصیر تنها متوجه این دوستان نیست.
برخی از عزیزان، هرچه در ذهن و تن دارند، بیپروا برای مخاطبان عرضه میکنند:
از مسائل شخصی و زندگی زناشویی تا انواع هنجارشکنیها، فقط برای یک قلب قرمز❤️
چَک زدن و جفتکپرانی و کتک خوردن از پارتنر هنری ! تا چالش خوردن مخلوطی از طالبی، روغن مایع و زرده تخممرغ و مایع ظرفشویی!
گویا دیگر سوژه بکری باقی نمانده ….
اما دردناکتر از همه، حضور و باور مدیرانیست که از بیتالمال حقوق میگیرند؛ و اتفاقا برای فرهنگسازی استخدام شده و مسوولیت گرفته اند ، این مدل مدیران بهجای حمایت از رسانههای متعهد، با بلاگرهای زرد جلسه میگذارند!
اگر رهبری بارها درباره ولنگاری فضای مجازی هشدار دادهاند، بی دلیل نبوده .
اگر فکر میکنیم نسل جدید حرف ما را نمیفهمد، بد نیست نتیجه این مدل انتخابها، سیاستگذاریها، و سلیقهمحوریها را امروز در کف خیابان ببینیم؛ نسلی که با گوشی بزرگ میشود ،
ادب
احترام
حقوق شهروندی
هنجار
شیوه گفتوگو و پوشش و …. را از فضای مجازی میآموزد.
هر سلیقهای محترم است. مخاطب حق دارد انتخاب کند.
اما حالا که صیانت از فضای مجازی متولی خاصی ندارد، ایکاش برخی بلاگرهای عزیز لااقل خودجوش کمی حرمت، ادب، و شخصیت را چاشنی هنرشان کنند.
ایکاش طنازیشان گره ای از کار مردم باز کند، نه اینکه گرهای کور بر ذهن جامعه بیفزاید.
بگذریم…
این حرفها خریداری ندارد.
تقریبا تمام مدیران فرهنگی زنجان این سخنان را از زبان دلسوزان فعال در فضای مجازی شنیده اند و نتیجه کلی شده جلسه یک مدیر فرهنگ ساز ، با چند هنرمند حوزه اینیستا
ما هم از گفتن خسته ایم ،
مخاطبان هم خوبتر میدانند
مردم میفهمند ، این شعار ماست و به آن باور داریم
روزگار غریبیست نازنین
مخالف جریان شنا کردن، انرژیبر و هزینهساز است.
اگر روزی دیدید ما هم هندوانه بر سر زدیم، لباس همکار خود را آتش زده و خونسردانه فقط بهش خندیدیم ،
یا با الفاظ و پوشش نامتعارف ویدئو ساختیم بدانید از شنا در جهت خلاف خسته و در نهایت غرق رنگ زرد شدیم .
بدانید شاید با حمایت این مدل مدیران،
تعهد، اخلاق، و احترام را همراه همان مجوزمان
روی درِ یک کوزه گذاشته و با یک لوگوی جدید به رنگ زرد قناری در این ولنگاری محض غرق شدهایم.
متأسفم…
برای نسلی که قرار بود با آگاهی رشد کند،
نه با الگوریتمهای زرد اینیستا متاسفم .
دلنوشته