اگر سری به کارگاه‌های قالی‌بافی زنجان بزنیم، اولین چیزی که گوش آدم را می‌زند، نه صدای «دفّه» کوبیدن، که سکوت سنگین کارگاه‌هاست. این روزها قالی‌بافی در زنجان، که روزگاری نه چندان دور یکی از موتورهای محرک اقتصاد منطقه بود، به جاده‌ای خاکی و پر دست‌انداز رسیده که پایانش دیده نمی‌شود. داستان تکراری رکود و گرانی، حالا دیگر از حد و مرزِ درددل‌های صنفی خارج شده و تبدیل به یک بحرانِ وجودی برای این هنر-صنعت شده است.
واقعیت این است که قالی‌بافی زنجان زیر آوارِ سنگینِ بی‌ثباتی‌های اقتصادی حبس شده است. وقتی صحبت از شرایط جنگ اقتصادی و فشار تحریم‌ها می‌کنیم، خیلی‌ها فقط نرخ دلار را می‌بینند؛ اما درِ کارگاه‌های قالی‌بافی، داستانِ نرخ دلار، خودش را در قیمت نجومی ابریشم و خامه و رنگ نشان می‌دهد. تولیدکننده‌ای که تا دیروز با برنامه و نقشه کار می‌کرد، امروز درگیرِ ماراتنِ روزمره‌ی تأمین مواد اولیه شده. او می‌ماند و هزینه‌هایی که هر ماه سر به فلک می‌گذارد، اما وقتی قالی از دار پایین می‌آید، خریداری در بازار نیست. این «رکود خرید»، آن‌قدر کمرشکن است که انگیزه را از تولیدکننده گرفته؛ انگار که دیگر فرقی نمی‌کند فرشِ باکیفیت ببافی یا بی‌کیفیت؛ بازار، هر دو را پس می‌زند، چرا که قدرت خرید در سبدِ کالای مردم به حداقل رسیده است.
در لایه‌ی دیگر این بحران، بافندگان قرار دارند؛ کسانی که در واقع نان‌آورانِ اصلی این سفره هستند اما ضعیف‌ترین حلقه‌ی این زنجیره محسوب می‌شوند. وضعیت کارگران این رشته، واقعاً نگران‌کننده است. فقدان بیمه، یک زخم کهنه است که حالا با شرایط فعلی، عفونی شده. بافنده‌ای که هیچ پشتوانه‌ای برای روزهای پیری یا بیماری ندارد، چرا باید تن به کارِ دشوارِ قالی‌بافی بدهد؟ وقتی پای ثابتِ این شغل، «پایداری شغلی» تعریف نشود، بدیهی است که جوان‌ترها ترجیح می‌دهند به کارهای خدماتی بی‌ثبات اما با درآمدِ نقد روی بیاورند. ما در حال از دست دادنِ نسلی از هنرمندان هستیم که با سختی و مرارت، این هنر را سینه به سینه حفظ کرده‌اند، اما حالا به دلیلِ نبود نان در این سفره، ناچار به ترکِ این عرصه شده‌اند.
نکته‌ی تلخی که کمتر کسی به آن اشاره می‌کند، «تغییر نگاه تولیدکننده» است. بسیاری از کارگاه‌دارانِ خوش‌نام زنجان، دچار نوعی «انفعال اجباری» شده‌اند. آن‌ها دیگر به دنبال نوآوری، بازاریابی صادراتی یا ارتقای کیفیت نیستند؛ چون در این فضای غبارآلود، هر قدمِ اضافه‌ای ممکن است منجر به شکست اقتصادی شود. آن‌ها ترجیح می‌دهند کوچک بمانند تا کمتر ضرر کنند.
اینکه بگوییم قالی‌بافی زنجان در حال مرگ است، شاید کمی اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما قطعاً در حال «کوچک شدن» است. ما داریم هنر را قربانیِ اقتصادِ بیمار می‌کنیم. اگر تدبیری برای بیمه‌ی بافندگان نشود، اگر فکری به حالِ نوسان قیمت مواد اولیه و تسهیلِ صادرات برای تولیدکننده واقعی نکنند، دیر نخواهد بود که قالی‌های زنجان فقط در موزه‌ها پیدا شوند و آوایِ تپشِ دارها برای همیشه در شهر خاموش شود.
مسئولان امر باید بدانند که بافنده و تولیدکننده در زنجان، امروز نه فقط برای سود، که برای بقا می‌جنگند. اگر این حمایت‌های ساختاری، نه در قالبِ شعارهای کاغذی، که به صورت عملی و در میدانِ کارگاه‌ها حس نشود، میراثی که سال‌ها برایش زحمت کشیده شده، به راحتی به خاطراتِ غبارآلودِ نسل‌های بعد تبدیل خواهد شد.


وحید خسروی

توسط مدیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *